دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
401
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
قرارداده ( عكس 35 ) پارچههايى كه بر روى آنها معمولا صحنههايى از زندگى روزمره با نقوش مكرر آمده است « 1 » . صحنهاى كه بر روى پارچه كارلسروهه آمده جوانى را به حالت ايستاده و پاهاى خميده و تكيهزده بر عصا نشان مىدهد كه درحال بوئيدن گلى است و به حرفهاى پيرمردى كه در مقابل او زانوزده ، گوش مىدهد . پيرمرد كفشهايش را به كنارى نهاده و در مقابل او كاسهاى خالى و يك شيئى غيرقابل تشخيص قرار دارد . گفتهاند كه اين پيكره سائل است كه متقاعدكننده نمىنمايد . ارنست كونل او را يك نفر درويش مىداند . تأثير رضا عباسى در حالت پيكره و چين و شكن ظريف جامهها و دستار بزرگ و كشيده ، پيداست . مخمل ابريشمى زربفت مصور در عكس 34 رابطه مستقيم با پارچه كارلسروهه دارد . اين پارچه علاوه بر تاريخش ، به جهت مضمون بديع صحنههايش جالب نظر است چون در اينجا در تقابل با گبه عكس 16 كه گروهى از پيكرهها از روى الگوهاى خارجى مثنىبردارى شده ، واقعه انجيلى تولد حضرت مسيح برطبق سنن شرقى و به سبك كاملا صفوى تصوير شده است . ارنست كونل بررسى مفصلى از نقشمايههاى مسيحى در نگارههاى ايرانى انجامداده و در آن اين مضامين شمايلنگارى را به بحث گرفته است . ميلاد مسيح در قرآن هم توصيفشده ، ولى روايت آن با روايت انجيل متفاوت است چنانچه مريم ، عيسى را در حالت تجرد و در زير درخت نخل به دنيا مىآورد و خداوند عالميان براى طهارت و پاكيزگى او جويبارى را زير پاهاى او جارى مىسازد ( سوره 19 ، آيات 7 - 24 ) . كونل در مورد اين مضمون كه به نظر او كمتر موردبررسى قرارگرفته ، دو نگاره قرن شانزدهمى را ارائهداده و سچوكين هم نگاره ديگرى با تاريخ اوايل سده هفدهم عرضه كرده است « 2 » . بر روى پارچه ، درخت نخل جاى خود را به نهالى پرشكوفه داده كه پرندهاى بر روى آن مىخواند و شبيه گلبوتههاى مخملكار لسروهه است كه در آن چشمهاى با ماهى نيز ظاهر شده است . مريم عيسى كودك را پرورش مىدهد و دور سر هردو با هالهاى نورانى مزين است . پيكرهاى كه با اين گروه مواجه مىشود و جامهء آمادهاى را مىگيرد به صحنه ولادت مسيح بسان صحنهاى كه در قرآن آمده تعلق ندارد و بنابراين نمىتوان با رجوع به شرحى كه ما در آنجا پيدا كرديم ، آن را تبيين كرد . پارچههائى كه تحتتأثير نقاشيهاى رضا عباسى و قاليهاى « لهستانى » پديد آمدهاند به همان ميزان نشاندهنده سبك دربارئى هستند كه شاه عباس اول در آغاز سده هفدهم از آن هوادارى كرد .
--> ( 1 ) - زاره و ميتووخ ، لوحههاى 10 ، 20 . سچوكين ، نسخههاى خطى شاه عباس ، لوحههاى ، XXXVI , XXXV . ( 2 ) - همان ، لوحه XXIII .